زندگی

ادبی ، تاریخی ، خاطره و فنی

مسئولیت پاره کردن عکس امام را به عهده می گیرم
ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢۳ 

 محمد نوری زاد در وبلاگ "گاه نوشت" با اشاره به حوادث رخ داده در یک هفته اخیر پیرامون ادعای رسانه ملی در توهین به تمثال امام از سوی دانشجویان معترض در 16 آذر و زیر سوال بردن این اقدام صدا و سیما از سوی موسسه نشر آثار امام (ره) و اتهام به رسانه ملی جهت تهیه سناریو برای ضربه به جنبش سبز نوشته است:من شخصا مسئولیت پاره کردن عکس امام را به عهده می گیرم تا هرآنچه قرار است در این هفته و هفته آینده اتفاق بیفتد تکلیفش از همین حالا مشخص باشد. اعتراف می کنم که:

خطا کردم ، احساساتی شدم ، بچگی کردم و عکس امام را پاره کردم . دیدم شما طومار سپاه و بسیج و عزت امام را پاره کرده اید، من به عکس او بسنده کردم. دیدم شما نقشه راه امام را که حرمت نهادن به مردم و کرامت یک یک آنان در آن بود و هست، پاره کرده و پاره می کنید، زورم به عکس امام رسید.

دیدم شما وصیت نامه امام را که در آن به خیر وخوبی و عزت و سربلندی برای ایران و ایرانی تاکید شده، پاره می کنید، سهم من همان عکس امام شد. من با چشم برزخی خدا داده ام جمال مبارک امام را دیدم که به قیل و قال شما تبسم می کرد و صدای دلنشین او را شنیدم که از یک بلندی برسرشما فریاد می زد و می فرمود: ای همه شما که برای پاره شدن عکس من گریبان می درید، آن روز که فرزندان مرا به جرم اعتراض آرام به نتیجه انتخابات به گلوله بستند و خونشان برزمین ریختند، چرا کفن نپوشیدید و به اسم توهین به عقل و اسلام و راه خمینی، به شعارگویی های تند و پرتنش نپرداختید؟

اصلا من خودم، روح الله الموسوی الخمینی، به محمد نوری زاد گفتم:

برو و عکس مرا پاره کن تا خدا و عقل و تاریخ و آینده به شوربختی جماعتی بنگرند که استعداد خلق یک دروغ ساده را نیز ندارند .

در کشوری که فراورده های فکری و سیاسی و معرفتی و اجتماعی و فرهنگی امام توسط برجستگان حکومت به شوخی گرفته می شود، پاره شدن عکس او احترام به امام است.


کلمات کلیدی:
 
زلال که باشی ، آسمان در توست
ساعت ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٤ 

پرسیدم ... ،

چطور ، بهتر زندگی کنم ؟

  با کمی مکث جواب داد :

 گذشته ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر ،

 با اعتماد ، زمان حالت را بگذران ،

 و بدون ترس برای آینده آماده شو .

 ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز .

شک هایت را باور نکن ،

وهیچگاه به باورهایت شک نکن .

 زندگی شگفت انگیز است ، در صورتیکه بدانی چطور زندگی کنی .

 پرسیدم ،

 آخر .... ،

و او بدون اینکه متوجه سؤالم شود ، ادامه داد :

مهم این نیست که قشنگ باشی ... ،

قشنگ این است که مهم باشی ! حتی برای یک نفر .

 کوچک باش و عاشق ... که عشق ، خود میداند آئین بزرگ کردنت را ..

 بگذارعشق خاصیت تو باشد ، نه رابطه خاص تو با کسی .

موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن ..

 داشتم به سخنانش فکر میکردم که نفسی تازه کرد وادامه داد ... :

هر روز صبح در آفریقا ، آهویی از خواب بیدار می شود و برای زندگی کردن و امرار معاش در صحرا میچراید ،

 آهو میداند که باید از شیر سریعتر بدود ، در غیر اینصورت طعمه شیر خواهد شد ،

شیر نیز برای زندگی و امرار معاش در صحرا میگردد ، که میداند باید از آهو سریعتر بدود ، تا گرسنه نماند ..

 مهم این نیست که تو شیر باشی یا آهو ... ،

مهم اینست که با طلوع آفتاب از خواب بر خیزی و برای زندگیت ، با تمام توان و با تمام وجود شروع به دویدن کنی ..

به خوبی پرسشم را پاسخ گفته بود ولی میخواستم باز هم ادامه دهد و باز هم به ... ،

که چین از چروک پیشانیش باز کرد و با نگاهی به من اضافه کرد :

 زلال باش .... ،‌ زلال باش .... ،

فرقی نمیکند که گودال کوچک آبی باشی ، یا دریای بیکران ،

زلال که باشی ، آسمان در توست .  


کلمات کلیدی:
 
اشک و دستمال
ساعت ٢:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۳ 

                             اشک و دستمال
دستمال کاغذی به اشک گفت قطره قطره ات طلاست
یک کم از طلای خودحراج می کنی؟
عاشقم بامن ازدواج می کنی؟
اشک گفت :ازدواج اشک ودستمال کاغذی
توچقدرساده ای خوش خیال کاغذی
توی ازدواج ماتومچاله می شوی چرک می شوی وتکه ای زباله می شوی
پس برووبی خیال باش
عاشقی کجاست
توفقط دستمال باش
دستمال کاغذی دلش شکست گوشه ای کنارجعبه اش نشست
گریه کردوگریه کرد
درتن سفیدونازکش دویدخون درد
آخرش دستمال کاغذی مچاله شد
مثل تکه ای زباله شد
اوولی شبیه دیگران نشد
چرک وزشت مثل این وآن نشد
رفت اگرچه توی سطل آشغال
پاک بودوعاشق وزلال
اوباتمام دستمالهای کاغذی فرق داشت
چون که درمیان قلب خوددانه های اشک داشت

از دوست بسیار عزیزی که این را برایم میل کرده بود متشکرم


کلمات کلیدی:
 
زشت ترین انسان "عالم نمایان"
ساعت ٦:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱۳ 

با سلام

وصف زشت ترین انسان از دید اما علی(ع):

او را دانشمند نامند اما از دانش بی بهره است ، یک دسته از نادانی ها را از جمعی نادان فرا گرفته ، و مطالب گمراه کننده را از گمراهان آموخته ، و به هم بافته ، و دام هائی از طناب های غرور و گفته های دروغین بر سر راه مردم افکنده  ، قرآن را بر امیال و خواسته های خود تطبیق می دهد ، و حق را به هوس های خود تفسیر می کند  ، مردم را از گناهان بزرگ ایمن می سازد ، و جرائم بزرگ را سبک جلوه می دهد.ادعا می کند از ارتکاب شبهات پرهیز دارد اما در آنها غوطه می خورد. می گوید: از بدعت ها دورم ولی در آنها غرق شده است ، چهره ظاهر او چهره انسان ، قلبش قلب حیوان درنده است ، راه هدایت را نمی شناسد که از آن سو برود ،و راه خطا و باطل را نمی داند که از آن بپرهیزد ، پس مرده ای است در میان زندگان.


کلمات کلیدی:
 
منشور کورش بزرگ (اولین اعلامیه حقوق بشر)
ساعت ٢:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/٢٠ 

بسم الله الرحمن الرحیم

دوست دارم اولین موضوع وبلاگ را با منشور کورش کبیر که در بیش از ٢۵٠٠ سال قبل صادر و نشان دهنده فرهنگ غنی ، ناب و عدالت پرور ایران و ایرانی بوده و هست شروع کنم و خوشحال خواهم شد از همین شروع کار از رهنمود و انتقادهای شما عزیزان بهره گیرم.

و اما منشور کورش کبیر :

اینک که به یاری مزدا ، تاج سلطنت ایران و بابل و کشورهای جهات اربعه را به سر گذاشته ام ، اعلام می کنم :
که تا روزی که من زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد دین و آیین و رسوم ملتهایی که من پادشاه آنها هستم ، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زیر دستان من ، دین و آئین و رسوم ملتهایی که من پادشاه آنها هستم یا ملتهای دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به آنها توهین نمایند .
من از امروز که تاج سلطنت را به سر نهاده ام ، تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق لطنت را به من می دهد ، هر گز سلطنت خود را بر هیچ ملت تحمیل نخواهم کرد و هر ملت آزاد است ، که مرا به سلطنت خود قبول کند یا ننماید و هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند ، من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد .
من تا روزی که پادشاه ایران و بابل و کشورهای جهات اربعه هستم ، نخواهم گذاشت ، کسی به دیگری ظلم کند و اگر شخصی مظلوم واقع شد ، من حق وی را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد .
من تا روزی که پادشاه هستم ، نخواهم گذاشت مال غیر منقول یا منقول دیگری را به زور یا به نحو دیگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضایت صاحب مال ، تصرف نماید من تا روزی که زنده هستم ، نخواهم گذاشت که شخصی ، دیگری را به بیگاری بگیرد و بدون پرداخت مزد ، وی را بکار وا دارد .
من امروز اعلام می کنم ، که هر کس آزاد است ، که هر دینی را که میل دارد ، بپرستد و در هر نقطه که میل دارد سکونت کند ، مشروط بر اینکه در آنجا حق کسی را غضب ننماید ، و هر شغلی را که میل دارد ، پیش بگیرد و مال خود را به هر نحو که مایل است ، به مصرف برساند ، مشروط به اینکه  لطمه به حقوق دیگران نزند .
من اعلام می کنم ، که هر کس مسئول اعمال خود می باشد و هیچ کس را نباید به مناسبت تقصیری که یکی از خویشاوندانش کرده ، مجازات کرد ، مجازات  برادر گناهکار و برعکس به کلی ممنوع است و اگر یک فرد از خانواده یا طایفه ای مرتکب تقصیر می شود ، فقط مقصر باید مجازات گردد ، نه دیگران من تا روزی که به یاری مزدا ، سلطنت می کنم ، نخواهم گذاشت که مردان و زنان را بعنوان غلام و کنیز بفروشند و حکام و زیر دستان من ، مکلف هستند ، که در حوزه حکومت و ماموریت خود ، مانع از فروش و خرید مردان و زنان بعنوان غلام و کنیز بشوند و رسم بردگی باید به کلی از جهان برافتد .
و از مزدا خواهانم ، که مرا در راه اجرای تعهداتی که نسبت به ملتهای ایران و بابل و ملتهای ممالک اربعه عهده گرفته ام ، موفق گرداند .


کلمات کلیدی: کورش ، عدالت پرور